درسهایی از مربع فروش > هر شخص را حداقل یک بار ملاقات نمایید

در این مطلب قرار است در رابطه با قرار ملاقات صحبت کنیم.

به این اصل سخت معتقدم که فروشنده باید حداقل یک بار هر کسی را که در تماس تلفنی مایل به قرار ملاقات گذاشتن است را ملاقات نماید.

همینطور معتقدم که گناهی بزرگتر از این نیست که به ملاقات کردن با مشتریانی که هیچ نشانه واقع بینانه ای از دادوستد حال حاضر خود نمی دهد ادامه دهیم.

به این معنی که در حال صحبت با مشتری هستیم و اطلاعاتی از او نداریم و اطلاعات زیادی به ما نمیدهد.

ولی در رابطه با اولین قرار ملاقات چطور؟

تا جایی که امکان دارد تلاش می کنم تا با هر شخصی که با من تماس تلفنی دارد و یا من تماس می گیرم قرار ملاقاتی ست نمایم و ببینم آن شخص را، آری.

نکته ای که وجود دارد شامل فروشندگان تلفنی نیز می باشد.

اجازه بدهید دلیل اهمیت این کار را بیشتر توضیح دهم.

مورد اول شما نمی دانید قرار ملاقات به کجا می رسد.

به خاطر می آورم گفته بودم هر شخص ۲۵۰ نفر دیگر را می شناسد.

موافقت برای اولین ملاقات چه با مشتری احتمالی چه با رقبا و چه فروشندگان حداقل شما را در تماس با شبکه جدیدی از افراد قرار می دهد.

چندی پیش فروشنده ای که برای یک شرکت سرمایه گذاری کار می کرد با من تماس گرفت و تقاضای قرار ملاقات نمود.

چون دلیلی برای ندیدن آن شخص وجود نداشت قبول کردم.

نه تنها این فرصت را یافتم تا پیشنهاد آن شخص را بشنوم درواقع به چیزی که شرکت ارائه می نمود علاقه مند شدم. و بعدها مشتری آن شرکت شدم.

در پایان ملاقات از فروشنده پرسیدم ” چطور این روش فروشندگی را یاد گرفتید؟ ”

و بعد از این سوال شروع به توضیح دادن نمود و موضوع مدیرش را توضیح داد.

به این صورت توضیح داد.

مدیر این مجموعه جلسات هفتگی برگزار می کرد. و به این افراد انگیزه و آموزش فروشندگی می داد.

با مدیر تماس گرفتم بدون اینکه توضیحی در رابطه با خریدی که انجام داده بودم در شرکت اشاره ای کنم.

گفتم می خواهم یک قرار ملاقات با شما داشته باشم.

مدیر از ملاقات نمودن من بسیار خوشحال شد. و در ادامه مشتری جدیدی برای شرکت پیدا کردم.

شما هرگز نمی دانید که چه کسی به دنیای شما می آید.

بنابراین ایده ملاقات نمودن اشخاص جدید را پذیرا باشید.

تا جای ممکن با اشخاص مختلف ملاقات نمایید.

به اولین ملاقات مقید باشید.

فقط اطمینان داشته باشید که آن شخص بداند شغل شما چیست؟ و برای چه کسی کار می کنید؟

می دانید چرا بسیاری از فروشندگان از رو در رو شدن با ملاقات جدید حراس دارند؟

اما آنهایی که بر این ترس قلبه نمی کنند فروشندگان بزرگی نمی شوند.

قرار نیست هر شخصی که ملاقات می کنید یک خریدار باشد.

با این حال این هم حقیقتی است که می گوید اگر می خواهید در فروش حقیقتا موفق باشید.

یک حس کنجکاوی در رابطه با دیدن افراد ملاقات نمودن اشخاص دانستن اینکه در زندگی آنها چه اتفاقی رخ می دهد ( منظور سرک کشیدن در زندگی شخصی نیست منظور اطلاعاتی در رابطه با شغل و شرکت شخص می یاشد) و شغل آنها چیست در خودتان باید ایجاد نمایید.

نباید بترسید از اینکه بپرسید ” چرا سه شنبه صبح ساعت ۱۰ ملاقاتی نداشته باشیم؟ ”

و نباید بترسید از اینکه بگویید مطمعنا پنج شنبه ظهر کاری ندارم می توانیم با هم گپی داشته باشیم.

بدترین اتفاقی که می تواند رخ دهد چیست؟

این است که متوجه شوید نیازی به هم ندارید.

این هم مورد خاصی نیست.

به راه خودتان ادامه دهید.

حداقل این است که کارتی به آن شخص داده اید در رابطه با دنیایی که در آن زندگی می کنید کمی بیشتر دانسته اید شاید اطلاعات بیشتری در رابطه با باید و نبایدهایی که می توانید برای فروش بیاموزید را کسب کرده باشید.

و ممکن است در این فرایند اوقات خوشی را گزرانده باشید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *