درسهایی از مربع فروش > برای فکر کردن وقت صرف کنید

4 دقیقه زمان برای مطالعه

اکثر فروشندگان به خود وقت کافی برای فکر کردن نمی دهند.

فروشندگان موفقی که آنها را دیده ام، معمولا راه های یافته اند تا در هفته کاریشان وقت داشته باشند تا با خودشان خلوط نمایند.

زمانی که بتوانند از آن استفاده نمایند و فکر کنند کجا هستند چه کار می کنند و به کجا می روند؟

ایده خوبی است که جای خاصی که بتوانید در اونحا درباره کار خود فکر نمایید را پیدا نمایید بدون آنکه کسی مزاحم شما شود.

فروشنده ای را می شناختم که سعی کرده بود در اتاق نشیمن آرام بشیند.

تا بتواند در رابطه با چالش هایی که قرار بود در هفته بعد با آن مواجه شود فکر کند.

ولی اعضای خانواده که عادت به سکوت او نداشتند دائما به اتاقش می آمدند و سوال می پرسیدند چی شده؟

کار در روزهای جمعه

دوست دارم جمعه ها کار کنم وقتی هیچ کس در شرکت نیست.

چرا که می توانم فکر کنم معمولا حدود ساعت ۱۰ به شرکت می آیم کمی به کارهایم می رسم که باید انجام شود و ۲ ساعت بعد به فکر کردن می پردازم.

خودم را ملزم نمی کنم چیزی بنویسم بعضی از اوراق را مرور می کنم فهرستها را می بینم و به برنامه ها نگاهی می اندازم.

همه این کارها قوه تخیلم را فعال می کند.

من را به فکر کردن درباره کاری که در حال انجامش هستم وادار می کند.

ولی با افراد تماس برقرار نمی کنم. و با کسی صحبتی نمی کنم.

یک ورق کاغذ و خودکار نزدیک خودم قرار می دهم تا بتوانم یاداشت هایی برای خودم بردارم.

نکته: داشتن یک زمان آرامش حق شماست.

چند سوال مهم

فروشندگان برتر به تجزیه و تحلیل آنچه می خواهند انجام دهند عادت می کنند. وقت صرف می کنند و خودشان را در نقشه بازی قرق می نمایند. و به طرح از زوایای مختلف نگاه می کنند. و از خودشان چند سوال مهم می پرسند:

  • کدام یک از کارهایی که هم اکنون انجام می دهم موثرتر است؟
  • چرا موثر است؟
  • کدام یک از کارهایی که هم اکنون انجام می دهم موثر نیست؟
  • چرا موثر نیست؟
  • چه کار دیگری می توانم انجام دهم؟

به راستی فروشندگی کار سختی است. نیاز به پشت کار دارد شما باید این اطمینان را داشته باشید که این پشت کار را دارید.

ولی در درجه اول باید بدانید می خواهید چه چیزی را انجام دهید، یک فروشنده واقعا ربات نیست.

از زمان آرامش خود استفاده نمایید. سوال مهمی که نیاز است از خود بپرسید:

( چه چیزی می تواند برایم موثرتر باشد؟ ) از خودتان این سوال را بپرسید

سوال هایی که باید از خود بپرسید:

برای اینکه به هدفهایتان آسانتر برسید چه کاری می توانید انجام دهید؟

چطور می توانید روتین فروشندگی را در جهت بهتر تغییر دهید؟

برای مشتری یابی اگر عصرها تلفن کنید چه می شود؟

اگر صبح ها که سرحال تر و پر شور و شوق تر هستید چه می شود؟

اگر با مدیرعامل تماس بگیرید چه می شود و اگر با ریس شرکت تماس بگیرید چه می شود؟

به چه تماس های دیگری در محدوده مسئولیت خود می توانید دست پیدا کنید؟

سوال آخر: مثال واضحی است از اینکه چطور فکر کردن به راهکارهای تازه می تواند به طور مرتب درآمد شما را بالا ببرد.

اکثر فروشندگان به صورت افقی فروش می کنند.

یعنی به کسی می فروشند که در همان ابتدا از آنها خرید می نماید.

آنها به راه هایی فکر نمی کنند که از طریق آن راه ها بتوانند سراغ شخص دیگری روند و مجموعه فروش شان را افزایش دهند.

بنابراین در انتها به شخصی می فروشند که در وحله اول مقدار محدودی از آنها خرید نموده است.

البته صلاحیت آن را ندارد که بیشتر از آنها خرید نماید.

ناگفته نماند برای آنکه ارتقاع بدهیم سازمانمان را در این بخش شاید نیاز به برنامه ریزی دقیقی داشته باشیم.

و این همان کاری است که در زمان آرامش فکری می توانیم به آن بپردازیم.

باید برای فکر کردن به اهداف فروشمان زمان صرف کنیم باید وقت صرف کنیم و به مشتریان احتمالی و مشتریان واقعی گذشته، حال و آینده فکر کنیم.

اگر دست کم یک بار در هفته زمانی را برای خودمان خلوت کنیم و آرامش فکری داشته باشیم در وضعیت بهتری قرار می گیریم و می تواینم کاری که موثر است را انجام دهیم. و از انجام کارهای بی فایده پرهیز نماییم.

برای دانلود این پادکست می توایند روی دکمه زیر کلیک نمایید.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *